تحولات منطقه

ساعت ۵ صبح بود که خبر شهادت ولی امر مسلمین، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای از رسانه‌ها منتشر شد، خبری که بر دل نه تنها ایرانی‌ها، نه تنها شیعیان دنیا، نه تنها مسلمانان جهان بلکه بر دل همه آزادگان عالم داغی نهاد که با هیچ چیزی قابل جبران نیست.

اشک ماتم و سوز دل امت در فراق امام شهید انقلاب
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

ساعت ۵ صبح بود که خبر شهادت ولی امر مسلمین، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای از رسانه‌ها منتشر شد، خبری که بر دل نه تنها ایرانی‌ها، نه تنها شیعیان دنیا، نه تنها مسلمانان جهان بلکه بر دل همه آزادگان عالم داغی نهاد که با هیچ چیزی قابل جبران نیست.
مردم مشهد الرضا(ع) نیز پس از شنیدن این خبر غمبار نتوانستند در خانه بنشینند و برای آرام شدن دلشان همگی گرد خورشید وجود حضرت شمس الشموس(ع) دور هم جمع شدند تا مگر با آرامش روح بلند و ملکوتی آن حضرت بتوانند غم این فقدان بزرگ را کم کنند.
سوار اتوبوس شدم تا با مردم راهی حرم مطهر امام مهربانی‌ها شوم، تا سوار شدم صدای گریه بلند خانمی توجهم را جلب کرد، او هم مانند بیشتر سرنشینان اتوبوس عزادار نایب امام زمانش بود، با گریه می‌گفت: «آقای ما از این دنیا بهره‌ای نبرد، قوت غالبش سیب‌زمینی و تخم‌مرغ آب‌پز بود»، این را از خاطرات نزدیکان رهبر شهید انقلاب می‌گوید و با صدای بلندتری گریه می‌کند، خانم دیگری که کنارش نشسته با چشم گریان سعی دارد او را آرامش کند تا بی‌تابی‌اش کم شود.
از اتوبوس که پیاده می‌شوم در ورودی حرم مطهر امام رضا(ع) مانیتورها عکس رهبر معظم انقلاب را به نمایش گذاشته‌اند و برخی از زائران با دیدن عکس مولا و آقای خودشان صدای گریه‌شان بلند می‌شود. به خادمان بازرسی حرم مطهر هم که می‌رسم، می‌بینم با گریه زائران بارانی شده‌اند.
داغ سنگین است و باید در بدو ورود به حرم منور به حضرت عالم آل محمد(ع) تسلیت بگویم، وعده‌گاه تجمع زائران رواق امام خمینی(ره) است، اما به دلیل ازدحام جمعیت در رواق همه ورودی‌ها به آن سمت بسته است و جمعیت عزادار به سمت صحن پیامبر اعظم(ص) در حال حرکت هستند.
در مسیر خانمی فغانی از دل بلند کرد و فریاد زد «خدایا یتیم شدیم»، در مسیر هم با بغض به خدا از این فقدان غمبار گله می‌کرد. هنوز ساعت ۷ و ۱۰ دقیقه صبح است و صحن پیامبر اعظم(ص) خلوت است، تقریباً در وسط صحن می‌نشینم، حجت‌الاسلام سیداحسان مؤید، فرزند شاعر معروف خراسانی مرحوم سیدرضا مؤید شعرخوانی می‌کند و با هر بیت و مصرع داغ دل مردم را تازه می‌کند و مردم گاهی با صدای بلند گریه می‌کنند و گاهی با تکبیر و شعار پاسخ می‌دهند.
مجری از علاقه رهبر شهید انقلاب، امام خامنه‌ای عزیز درباره تلاوت قرآن می‌گوید و در ادامه قاری قرآن آیات سوره آل‌عمران در خصوص حال و احوال کشته‌شدگان در راه خدا پس از شهادت و آیه سوره تکویر که در آن خداوند می‌فرماید: «به کدام گناه کشته شده؟» را تلاوت می‌کند، اما مردم انگار دارند همه چیز را با داغ خود می‌سنجند، به همین خاطر حتی با شنیدن این آیات صدای ناله و گریه‌شان بلند می‌شود. در مراسم‌های ختم همه دیده‌ایم که وقتی دوست و فامیلی به صاحب عزا می‌رسد، یکدیگر را در آغوش می‌گیرند و اشک می‌ریزند، این همان چیزی بود که در گوشه گوشه حرم منور دیده می‌شد، رفقا و آشنایان وقتی به هم می‌رسیدند، همچون صاحبان عزا در آغوش یکدیگر از غم از دست دادن پدر شهید امتشان، اشک ماتم می‌ریختند. گفتم پدر، اما از خانمی که در کنارم نشسته بود، شنیدم که به دوستش می‌گفت: «این داغ از داغ از دست دادن پدرم برایم سنگین‌تر است». دختر نوجوانی که آن طرف‌تر نشسته بود، وقتی مداح می‌خواند «بلند شو علمدار، علم رو بلند کن» بدتر از یتیمان بی‌تابی می‌کرد و به روی پای خود می‌کوبید و ضجه می‌زد.‌
از صحن پیامبر اعظم(ص) برای زیارت به صحن انقلاب می‌روم، وقتی به آنجا می‌رسم مردم عزادار با چشمانی اشکبار به مانیتورهای صحن نگاه می‌کنند و گوشه‌ای از آخرین سخنرانی امام شهیدشان را می‌بینند، آنجا که امام خامنه‌ای عزیز گفته بود: «امام حسین(ع) فرمود: کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کند. ملت ایران در واقع می‌گویند: ملتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه و با این معارف عالی، با سردمداران فاسدی مثل افرادی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد». موقع پخش این فیلم در حرم منور بی‌تابی و اشک امان برخی از زنان را بریده بود و مردان و پسران جوان هم بی‌صدا مویه می‌کردند.
به سمت ضریح مطهر امام رضا(ع) می‌روم، سکوت و بهت غریبی در داخل حرم مطهر حکمفرماست، اما در نزدیکی ضریح اشک‌ها حکایت دیگری دارند، دیگر کسی از امام رضا(ع) دنیا نمی‌خواهد، فقط آمده‌اند سنگینی غمی که در دل دارند را با امام رئوفشان در میان بگذارند، پیرزنی با گریه به امام رضا(ع) می‌گفت: «یا امام رضا(ع) برای جوانانمان دعا کن که یتیم شدند». خانم جوان عراقی با گریه و فریاد روبه‌روی ضریح انگار از غم از دست دادن مولا و مقتدایش به امام گلایه می‌کند و تنها حرف واضح در میان صحبت‌هایش «خامنه‌ای» است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha